پوستر «چند روایت معتبر» با تصویر یک کیف چرمی قدیمی در فضایی خالی و مینیمال، مخاطب را روبهروی مفهومی عمیق اما بیادعا قرار میدهد: حمل کردن گذشته، خاطره، روایتها و چیزهایی که هرگز به پایان نرسیدهاند.
کیف، شیئی است آشنا؛ اما اینجا تنها یک وسیله نیست، بلکه به نمادی از ذهن، حافظه و تجربههای انباشتهی انسان تبدیل شده است. گویی هر کدام از جیبها، بندیها و لایههای این کیف، روایتی ناتمام را در خود پنهان کردهاند؛ روایتهایی که شاید نوشته نشدهاند، شاید فراموش شدهاند، و شاید هنوز در انتظار معنا گرفتناند.
پسزمینهی سفید و خلوت، تأکید را از فضا میگیرد و بر «شیء» متمرکز میکند؛ درست مانند ذهن راوی نمایش که در تلاش برای نوشتن، ناگهان از واقعیت جدا شده و به سفری درونی میان کودکی، خیال و شخصیتهایی بیزمان و بیمکان کشیده میشود.
در داستان، جستوجوی «حقیقتِ بالای برج» به استعارهای از تلاش انسان برای یافتن معنایی قطعی بدل میشود؛ معنایی که هر شخصیت با ابژهای شخصی در پی آن است. اما همانطور که در طراحی پوستر، کیف در مرکز خلأ ایستاده، روایت نیز در نهایت به سکوتی بر صفحهای خالی میرسد؛ جایی که پاسخها محو میشوند و تنها امکان روایت باقی میماند.
نویسنده: کوشیار مُشایی
کارگردان: کوشیار مُشایی
تهیه کننده: رکسانا خلوتی
مجری طرح: آموزشگاه بازیگری پانیذ
طراح پوستر: بهنام پورحسن
محل اجرا: تماشاخانه صحنه آبی
سال طراحی: 1404