🎭 اتود دراماتیک
«اسم منو نگفتی»
موقعیت:
شخصیت متوجه شده در یک موقعیت مهم نادیده گرفته شده؛ قدردانی، معرفی، یا مسئولیت.
(آرام، اما فشرده.)
فقط یه اسم بود.
یه اسم ساده.
همین.
همه رو گفتی.
همه رو صدا کردی.
حتی اونایی که نصف راه بودن.
حتی اونایی که وسط کار جا زدن.
ولی اسم منو نگفتی.
(لبخند کوتاه.)
جالبه…
من هیچوقت دنبال تشویق نبودم.
هیچوقت جلو نایستادم.
هیچوقت نگفتم “ببین منم هستم.”
ولی فکر میکردم دیده میشم.
(مکث.)
اون لحظه که داشتی از تلاشها حرف میزدی،
قلبم تند میزد.
نه از غرور…
از انتظار.
گفتم الان میگی.
الان…
الان…
(مکث. نگاه مستقیم.)
و نگفتی.
(صدای پایینتر.)
آدم از بیعدالتی کمتر میسوزه.
از نادیده گرفته شدن بیشتر.
من سهمم رو خواستم؟ نه.
فقط یه اشاره.
یه “اونم بود.”
(نفس عمیق.)
میدونی بدترینش چیه؟
اینکه هنوز دارم تو ذهنم توجیهت میکنم.
میگم شاید یادت رفت.
شاید استرس داشتی.
شاید…
(قطع ناگهانی.)
ولی ته دلم میدونم…
وقتی آدم مهم باشه، یادش نمیره.
(مکث.)
اسم منو نگفتی.
اما من هنوز اینجام.
(نگاه ثابت. پایان.)
بهنام پورحسن