🎭 اتود شوکهکننده
«اشتباه گرفتی»
موقعیت:
شخصیت در حال توضیح دادن است که چرا اشتباه شده… تا جایی که حقیقت آشکار میشود.
(آرام. کنترلشده.)
فکر کنم اشتباه گرفتی.
من اون آدمی نیستم که دنبالش میگردی.
اون شب…
من اونجا نبودم.
(مکث.)
باشه، دیر رسیدم.
باشه، گوشیم خاموش بود.
باشه، بعدش هم جواب ندادم.
ولی این دلیل نمیشه منو مقصر بدونی.
(نگاه مستقیم.)
تو همیشه همینطوریای.
یه داستان نصفه میسازی،
بعد منو میذاری وسطش.
(مکث.)
من حتی اون آدمو نمیشناختم.
(سکوت کوتاه.)
حداقل… قبل از اون شب.
(نفس عمیق.)
میدونی چیه؟
مشکل این نیست که تو شک کردی.
مشکل اینه که انقدر مطمئنی.
(مکث.)
اگه واقعاً میخوای حقیقتو بدونی…
(نگاه ثابت.)
آره، اونجا بودم.
ولی نه برای کاری که فکر میکنی.
(سکوت.)
من فقط میخواستم ببینم
اگه یه بار همه چیزو به هم بزنم…
چی میمونه.
(پایان.)
بهنام پورحسن