🎭 اتود عاشقانه
«بگو که دیر نشده»
موقعیت:
شخصیت بعد از یک فاصله طولانی، روبهروی کسی ایستاده که هنوز دوستش دارد اما مطمئن نیست فرصت برگشت هست یا نه.
(نفس عمیق. کمی مکث.)
یه چیزی بگو.
هرچی.
فقط بگو که دیر نشده.
(لبخند کمرنگ.)
من از دعوا نمیترسم.
از قهرم نمیترسم.
حتی از اینکه دوباره از اول شروع کنیم هم نمیترسم.
از این میترسم که تو دیگه نخوای.
(مکث. نگاه مستقیم.)
میدونی من کی فهمیدم هنوز دوستت دارم؟
وقتی داشتم وانمود میکردم مهم نیستی.
وقتی به بقیه میگفتم “گذشته”.
وقتی خودمو قانع میکردم که بهتره اینجوری.
ولی هر بار اسمِت میومد…
یه چیزی تو صدام عوض میشد.
(آرامتر.)
من کامل نیستم.
اشتباه کردم.
جاهایی کم آوردم.
جاهایی نفهمیدمت.
ولی یه چیزو همیشه فهمیدم…
وقتی کنارم بودی،
دنیا سادهتر بود.
(قدم نزدیکتر.)
اگه یه درصد… فقط یه درصد
حست هنوز همونه،
بگو.
من قول نمیدم همهچیز راحت باشه.
قول نمیدم دیگه اشتباه نکنم.
فقط قول میدم اینبار
قبل از اینکه دیر بشه،
حرف بزنم.
(مکث.)
بگو که هنوز میشه.
بگو که هنوز میتونیم.
(سکوت. پایان.)
بهنام پورحسن