🎭 اتود دراماتیک
«تو نگفتی»
موقعیت:
شخصیت با کسی حرف میزند که در لحظه حساس، چیزی را نگفته است.
(با خشم فروخورده.)
تو نگفتی.
همین.
همه فکر میکنن مشکل از کاریه که کردی.
نه.
مشکل از کاریه که نکردی.
(مکث.)
اون روز که باید میگفتی “صبر کن”،
ساکت بودی.
اون روز که باید میگفتی “باهم درستش میکنیم”،
فقط نگاه کردی.
(قدم آهسته.)
میدونی سکوت چقدر بلنده؟
خیلی بلندتر از داد زدن.
داد میزنی،
میفهمم ناراحتی.
ساکت میشی…
میفهمم تنها شدم.
(مکث.)
من دنبال قهرمان نبودم.
دنبال یه نفر بودم که
بگه کنارتم.
همین.
(نگاه مستقیم.)
حالا میای میگی “نمیخواستم اوضاع بدتر شه”.
ولی اوضاع از همون لحظه بد شد.
لحظهای که تو
تصمیم گرفتی چیزی نگی.
(سکوت.)
آدمها با اشتباه هم میتونن کنار بیان.
با بیتفاوتی نه.
(پایان.)
بهنام پورحسن