🎭 طنز اجرایی
«رژیم»
موقعیت:
شخصیت اعلام کرده رژیم گرفته.
(خیلی مصمم.)
من از امروز رژیمم.
جدی میگم.
دیگه تموم شد.
قند صفر.
شیرینی صفر.
چیپس؟ خداحافظ.
(مکث.)
الان سه ساعت از شروعش گذشته.
سه ساعت.
(نفس عمیق.)
جالبه که تو این سه ساعت
سه سال خاطره با کیک شکلاتی برام زنده شد.
(نگاه مستقیم.)
من آدم ارادهداریام.
همین الان از جلوی قنادی رد شدم.
حتی نگاه نکردم.
(مکث کوتاه.)
فقط بوییدم.
(قدم آهسته.)
رژیم گرفتن سخت نیست.
سختش اینه که یخچال هم باهات همکاری نمیکنه.
درشو باز میکنی،
همه چیز برق میزنه.
(مکث.)
من قویام.
الان فقط یه لقمه کوچیک میخورم.
کوچیک.
(نگاه به دست فرضی.)
کوچیکه دیگه.
اصلاً به حساب نمیاد.
(مکث. آهسته.)
فکر کنم فردا شروع کنم.
(پایان.)
بهنام پورحسن