اتود عاشقانه

موقعیت:
شخصیت با صدایی در ذهنش حرف می‌زند. مشخص نیست آن صدا وجدان است، ترس است یا نسخه‌ای دیگر از خودش.
(آرام. مکث‌های کوتاه.)
نه… الان نه.
خواهش می‌کنم الان نه.
(مکث.)
می‌دونم که هستی.
​​​​​​​می‌دونم هر وقت ساکت میشم، تو بلندتر میشی...

اتود روانشناختی
​​​​​​​
​​​​​​​«صدای دوم
»​​​​​​​

ادامه مطلب

موقعیت:
شخصیت احساس می‌کند در زندگی‌اش در یک چرخه تکراری گیر افتاده؛ اتاقی بدون خروج.
(نگاه به اطراف، انگار دیوارها را لمس می‌کند.)
تو هم می‌بینی؟
یا فقط منم؟
این دیوارها هر روز نزدیک‌تر میشن.
آروم.
​​​​​​​بی‌صدا...

اتود روانشناختی
«
اتاق بدون پنجره»

ادامه مطلب

موقعیت:
شخصیت سال‌ها نقش بازی کرده تا مورد قبول واقع شود و حالا نمی‌داند خودش کیست.
(لبخند مصنوعی. آرام.)
این صورتم رو می‌بینی؟
این نسخه‌ایه که ساختی.
مودب.
منطقی.
بی‌حاشیه.
​​​​​​​همونی که همیشه...

اتود روانشناختی
​​​​​​​«چهره‌ای که ساختی​​​​​​​»​​​​​​​

ادامه مطلب